پنج شنبه 90 مهر 14 , ساعت 11:0 عصر
برمیگردم...پیش تو...من عازم ره توام
گفتی وداع؟...یا که نه...
نهال وداع نکرد. نخواهد کرد.
گفتی وداع...نشنیدم...رفتی و ندیدم...
دشوار حالتی است
توقع عاشق ...با نگاهی گویا و لبانی خاموش
بی شک و شبه و تردید...بی گمان ...از پیکرم جدا می شوم.از قید تن رها می شوم
با تو خواهم بود ...نهالم
شاید که مرده ام من...
گفتم اگر مردن این است
چه شیرین است با تو بودن... نهالم
نوشته شده توسط فرح نهالی | نظرات دیگران [ نظر]
لیست کل یادداشت های این وبلاگ