پنج شنبه 90 بهمن 6 , ساعت 10:0 عصر
سرگشته ام
نه راهی پس ‚ پشت .....ونه پیش رو دارم
من از خود بدون تو رهایی ندارم
زتو کسستن نتوانم
بی تو نتوان که باشم
سهم من رفتن تو در ان روز غم انگیز پاییز
در رهی دور و دراز ........
انتظاریست که پایانش نیست
سهم من خشکیده
سهم من خشاب های خالی فنو باربیتال
سهم من از تو افسوس
سهم من تنها درد و زجر ی عریان
نوشته شده توسط فرح نهالی | نظرات دیگران [ نظر]
لیست کل یادداشت های این وبلاگ