چهارشنبه 90 اسفند 17 , ساعت 7:0 عصر
نهال افکارش فرامرزی بود وهر اتفاقی را موشکافانه کالبد شکافی میکرد .
وانرا به زبان خود منعکس می نمود .
گوشهایی که خنثی نمیشوند زیر دلهای مهیب می ترکند.....هیس
کردستان...سوریه....انجا ودرست اینجاترها "من" هیس.......
نهال میرفت شعله های بی قرار را خاموش ..انجماد ناباوری را ذوب و
جراحت سنگین بهت وبی کسی را مرهمی باشد .ودانه های نرم عذاب
را خشک ودیوار اندوه را در هم کوبد . وروح را از اسارت خستگی ازاد کند.
او ماندن را به تفسیر نشست وانگشتهایش را عادت داد تا بر قلب سجاده تکیه کند .
نوشته شده توسط فرح نهالی | نظرات دیگران [بدون نظر]
لیست کل یادداشت های این وبلاگ